تبليغاتX
๑۩۞۩๑رز سرخ جاويد๑۩۞۩๑











๑۩۞۩๑رز سرخ جاويد๑۩۞۩๑

عشق و نفرت
رز عشق

بيا با افق مهرباني كنيم

غم پونه را آسماني كنيم

بيا توي نقاشي قلبمان

رز عشق را ارغواني كنيم

+نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت9:38توسط میلاد |
سفر به رويا

براي چندمين بار از تو گفتم

كه شهر عشق تو پايان ندارد

به يادت هست زخمي بر دلم هست

كه جز لبخند تو درمان ندارد

زلالي تو به رنگ اشك بركه

تو با روح شقايق آشنايي

تو در آيينه سرخ غزل ها

هميشه ابتدا و انتهايي

كنار پنجره تنهاي تنها

ميان هاله اي از غم نشستم

تو آرايشگر چشمان موجي

و من زيباييت را مي پرستم

تو با باراني از جنس نيازم

مرا به ساحل ادراك خواندي

و با زيباترين فانوس دريا

مرا تا قعر درياها رساندي

........

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت11:37توسط میلاد |
وبعد از رفتنت.......

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني ترا با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگت آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس

تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم

وتو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي دانم كجا تا كي براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد........

+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت18:17توسط میلاد |